پردیس اندیشه اشوزرتشت
| پردیس اندیشه اشوزرتشت |
|
|
| مهرداد قدردان | |
| برگرفته از برساد | |
|
قراراست یادی کنیم از خنياگر قبیله عشق، پیام آوری اهورایی و چکامه سرایی
آسمانی که با واژه واژه گفتار آهنگین خویش بشر را رهنمون وادی روشنایی و
اندیشه (آترسچامننگ هسچا)، عشق و مهر و دوستی (آرمئیتی) شده است و با این
یاد ، ره توشه ای فراهم سازیم برای رهروی راه اشه.
ای گدای خانقه بر جه که در دیر مغان می دهند آبی که دلها را توانگر می کند (حافظ) اشوزرتشت بی گمان گلستان دانش بشری را طراوتی نو و کتاب راستی و پایداری و آزادگی را معنایی نوین بخشیده و در درازنای تاریخ بذر عشق و مهر اهورایی را در دل و ضمیر انسانهای راستی جو کاشته و به بار نشانده است. آن روز بر دلم در معنی گشوده شد کز ساکنان درگه پیر مغان شدم (حافظ) گاهان (گاتها) اشوزرتشت کتابی آسمانی و پربار است که هر بند آن دنیایی معرفت و اندیشه را در خود دارد. در این کتابِ برین پایه و ارجمند اصولی راهبردی و راهکارهایی اساسی مطرح شده که در هر زمان و مکانی می تواند راهنمای بشر بوده و سبب خوشبختی اش را فراهم آورد و اسباب آسایش گیتی و آرامش مینو گردد. از کدامینش سخن به میان آورم نخست از"اشه" (اشا) مي گویم که بر اساس گفته اشوزرتشت هنجار هستی و آفرینش و نظم اهوراییِ حاکم بر گیتی و مینوست، هر کس خود را همگام با اشا سازد و راستی و درستی پیشه كند تمام گیتی و مینو پشتیبان او خواهد بود زيرا هنجار خدایی را به پشتوانه دارد (یسنای 31 بند 7 و نیز همگي بندهاي یازده گانه هات 28 که در آنها اشه و وهومن همراه و همیارند و همچنین بندهای فراوان دیگری چون 5-30، 7-29، 4-45، 2-47، 8-44 و....) از "فرشه" مي گویم که از اراده برای تازگی بخشیدن به انديشه و جهان سخن مي دارد كه خود اساس پيدايش همهء چيزهاي نوين است (يسناي 30 بند 9 ) اندیشه که نو شود و زنگار از خود بزداید و در مسیر اشه قرار گیرد جهشی پدید خواهد آورد كه دامنهء پرواز آن از زمين تا آسمان است از ایرمنی به وهومنی و تا سپنته منی فرازنايي و اوج خواهد داشت و اين شوند و سبب تازه گي و بهروزي جهان است. (یسنای 50 بند 11) که اندیشه "من" است و "من" سازنده "مینو". از وهیشتم منو و اچیشتم منوي گاهانی مي گویم که بیانگرش را شگرف اندیشه ای بوده و اندیشگرش را شگفت خِردی، بهشت و دوزخ گاهانی صرفاً مکانی نیست که در آن خوشیِ بی حد و بدیِ بی حصر حاکم باشد و از یک سو فرشتگان فرمانبر به صف و از سویی دیگر دیوان طغیانگر گرز به کف ، آماده پذیرایی و عقوبت باشند بهشت و دوزخ گاهاني وابسته به "من" ، اندیشه آدمی است و در گیتی و مینو همراه و دمساز او. این اندیشه است که آفریدگار دوزخ و بهشت است و سبب عذاب یا آسایش آدمی. حکیم عمر خیام نیشابوری به زیبایی این اندیشه را به نظم کشیده : برتر ز سپهر ، خاطرم روز نخست لوح و قلم و بهشت و دوزخ می جست پس گفت مرا معلم از رای درست لوح و قلم و بهشت و دوزخ در توست (یسناهای 8-45، 15 و 14- 51 ، 15- 32 ، 11-49 ، 4-50 ، 20-31 ، 19- 31) نیز حل معضل فکری بشر در باب نیروی بدی در گاهان انديشيدنی است که به عقلانی ترین وجه ممکن اشوزرتشت در حل این معضل کوشیده است سپنتا مینو و انگره مینو، نیکی و بدی یا به بیان بهتر نیروی افزاینده و آفرینشگر و نیروی کاهنده و ویرانگر. اگر به کسی ماموریت دهند که در پیرامون خود و در جهان با کاوشی از سر دقت و نظم ، سرچشمه نیکی و بدی را بیابد و معلوم نماید که خوبی از کجاست و بدی از کجا او چه خواهد کرد؟ به هر کجا رود به قول معروف از ثري تا ثريا را سر بزند سرچشمه ای برای نیکی و بدی نخواهد یافت مگر در وجود خودش، کسی نمی تواند به منشا نیکی و بدی بیرون از وجود و نهاد آدمی دست یابد پایگاه و جایگاه نیکی و بدی در "من" است در اندیشه و برای همین مینوي است و سازندهء سپنته "من" و انگره "من" (یسناي 30 بند های 6،3،4،5 و نیز یسنای 45 بند 2). اصلاً به "من" بپردازیم که این موهبت اهورایی طُرفه معجونی است او را با خرد توفیر است "من" يا اندیشه چنانکه اشاره شد می تواند از یک سو به ُ"سپنته من" رسد و از دیگر سو فرودی گيرد و در سراشیبیِ بدی از دژمنی به اکمنی و تا "انگره منی" پستی و کاستی پذيرد و اما مشاور اشوزرتشت و راهنمای او برای رسیدن به اهورامزدا ، وهومن است و جالب اینکه برای رسیدن به وهومن باید از اشه گذشت و پيش از آن اشه را در وجود خویش به مهمانی داشت. اشوزرتشت در یسنای 44 بند 1 از اهورامزدا می خواهد که " در پرتو اشهء گرامی ما را یاری بخش تا منش نیک به سوی ما آید" در این راستا به این نکته می رسیم که اندیشه ، برتر و بالاتر از عالم است و ماندگار و جاودان ، طبیعت از بین رفتنی است و نابودي مي پذيرد ، با همین اندیشه به این نکته می رسیم که "اندیشه" از جاودانگی برخوردار است و "اندیشه" است كه ناپایداری را فهم می کند به قول دکتر غلامحسين ابراهیمی دينانی اگر انديشه خود ناپایدار می بود نمی توانست ناپایداری را فهم کند، اندیشه نابودشدنی نیست ، اصلا بوجود نمی آید که نیستی پذیرد اندیشه تنها به ظهور مي رسد. اشوزرتشت به نیکی اندیشه را شناخته و کارکردش را آگاهانه در گاهان به تصویر کشیده است(همگي بندهای هات 28 نیز یسناهای 3،4-48 ، 2-53 ، 21-51 ، 8-45، 3-51 ، 7- 46 ، 12-31). ای برادر تو همین اندیشه ای مابقی خود استخوان و ریشه ای گر بود اندیشه ات گل،گلشنی ور بود خارت تو هیمه گلخنی (مولانا) به گفته دکتر بابک عالیخانی ، خرد در گاهان اولین جلوه بزرگ خداوندی است و بر همین اساس فردوسي بزرگ فرموده : نخست آفرینش خرد را شناس نگهبان جان است و آنِ سه پاس نیز در اهمیت آن باز سروده : خرد چشم جان است چون بنگري تو بی چشم شادان جهان نسپری و این خرد ، عقل ظاهری و معاش اندیش نیست وسرچشمه از همان عقلِ عقل عارفان دارد (گوشو سرود خرد و آسنو خرد اوستایی). عقل دو عقل است اول مکتبی که در آموزی به مکتب چون صَبی عقل دیگر بخشش یزدان بود چشمهء آن در میان جان بود (مولانا) و همین عقل نورانی است که مصدر عقول (فرشتگان) در فلسفه اشراق است. با تکیه بر گفتار و رهنمودهای اشوزرتشت در گاهان به روشني عقل نظری و عملی را پی می بریم ، عقل نظری را مشتمل بر حکمت نظری (تشریح بود و نبود، هست و نیست جهان و در مجموع آگاهی از آنچه شایسته دانستن است) و حکمت عملی (تشریح بایدها و نبایدها و در یک جمله آگاهی از آنچه سزاوار بکاربستن است) می دانند و عقل عملی را اموری می دانند که انسان انجام می دهد و باید انجام دهد ( به قول فلاسفه فیض های یافته را در مادون پیاده کردن ) و به همهء اینها در گاهان به ریز و با تيز بيني پرداخته شده است و اشوزرتشت با ژرف اندیشی ویژه برای خردورزان به یادگار گذاشته است. اما دئنه (دئنا = دين، بينش ، وجدان) این بینش درونی تعبیه شده در نهاد آدمی را اشوزرتشت به نیکی شناسانده و کارکردش را بیان داشته یسنای 49 بند 5 و يسناي 31 بند 20 از جمله بندهای گاهانی هستند که به این موضوع اختصاص یافته اند. یسنای 49 بند 5: ای مزدا کسی که با دل و جان "دئنه"ي خویش را به "منش نیک" بپیوندد به آرمئیتی] بستگی دارد[ و در پرتو "اشه" به نیک آگاهی خواهد رسید ای اهوره چنین کسی با همه اینها در پناه " شهریاری مینویِ" تو جای خواهد گرفت. یسنای 31 بند 20: آن کس که به سوی اشون آید در آینده جایگاه او روشنایی خواهد بود ]اما[ تیرگیِ ماندگارِ دیرپای و کورسویی و بانگ در یغایی ، براستی چنین خواهد بود ]سرانجام[ زندگی دروندان که "دئنه" و کردارشان، آنان را بدان جا خواهد کشاند. در خورِ نگرش ژرف اینکه اگر آدمی بدکاری پیشه کند و روانش آلایش یابد "دئنه" (بینش، وجدان) خاموشی پیشه کرده و همراه روانِ آلوده در معرض خطر خواهد بود. اشوزرتشت در یسنای 46 بند 11 می فرماید: کرپان و كوي با توانایی خویش و با وادار کردن مردمان به کردارهای بد ، زندگانی ]آنان[ را به تباهی می کشانند ]اما[ روان و "دئنه" شان هنگام نزدیک شدن به "گذرگاه داوری" در هراس خواهد افتاد آنان همواره باشندگان کنام دروج خواهند بود. به گمان از همین جاست که بعدها اسطوره تبدیل دئنه ی انسان نیکوکار و بدکار به دختری نکو روی و عجوزه ای زشت روی پا می گیرد. چگونگی پالايش و رسایی "دئنه" را اشوزرتشت در یسنای 44 بند 9 از اهورامزدا پرسش دارد و نیز در یسنای 48 بند 4 تصریح دارد که هر آنکس نیک یا بد بیاندیشد بی گمان دئنه و گفتار و کردار خود را نیز چنان خواهد کرد. باید مواظبت کرد که این "دئنه" ی نورانی دچار پریشانی نگردد و مراقبت کرد که همراه و ملزوم خرتو (خرد) باشد تا نگرانی که اشوزرتشت در یسنای 51 بند 13 دارد برای انسانها پیش نیاید (بدین سان، دروند که که با گفتار و کردارش، از راه "اشه" روی برتافته و "دئنه"ي راست راهان را دچار پریشانی کرده است روانش در گذرگاه "داوری" آشکارا او را سرزنش خواهد کرد). و اگر آرمئیتی (مهر و فروتنی) یاریش کند آن وقت است که ثمرهء تلاش آدمی به بار خواهد نشست و طبق یسنای 51 بند 21 اندیشه و گفتار و کردار و دئنه و اشه و راستی را فروتنی می بخشد و آنگاه مزدا اهورا در پرتو منش نیک "شهریاری مینوی" خواهد بخشید و اشوزرتشت نیز این پاداش نیک و والا را از همان روزگار آرزو کرده است. و به یاد داشته باشیم که اشوزرتشت هنگام اندرز به نوعروسان و دامادان در یسنای 53 بند 5 درخواست دارد که اندرزش را با اندیشه بشنوند و به درستی به یاد سپارند و با دئنه ی خویش دریابند و بکار بندند. از نکات شايانِ دیگر در گاهان این است که اشوزرتشت در یسنای 45 بندهای 4 و 11 اهورامزدا را دوست پدر و برادر آدمیان می شناساند و این نکته برای خدای اندیشان و معرفت پویان بسیار دل نهاد و درخور نگرشِ ویژه است. تکیه بر آزادی و نیروی اختیار آدمی و پاسداشت گزینش گری انسان در یسنای 31 بندهای 9 و 11 قابل ستایش است و اوج آزادكامی بشر در یسنای 31 بند 11 جان آدمی را نوازش می هد. شگفت آنکه با خواندن یسنای 31 بندهای 7 و 8 به سرچشمه وحدت وجود که عرفا در درازنای تاریخ از آن گفته و بسیاری از شاعران داد سخن داده و در اثباتش تا سر حد جان کوشیده اند ، می رسیم و پس از خواندن این بندها و اندیشه بر آن در می یابیم که اشوزرتشت چه زیبا آنرا بیان و ترسیم کرده است. " اوست نخستین اندیشه وری که روشنان سپهر از فر و فروغش درخشیدند ]اوست که[ با خرد خویش "اشه" را بیافرید تا "بهترین منش" را پشتیبان و نگاهبان باشد ، ای مزدا اهورا تو اکنون نیز همانی ]که در آغاز بودی پس[ پس به مینوی خویش آن ]فروغ[ را بیفزای " (یسنا 31 بند 7). " ای مزدا هنگامی که تو را با منش خویش سرآغاز و سرانجام هستی و پدر منش نیک شناختم و آنگاه که تو را با چشم ]دل دیدم[ دریافتم که تویی آفریدگار راستین "اشه" و داور کردارهای جهانیان، (یسنا 31 بند 8) و هرگاه که بخواهیم چرایی آفرینش را در گاهان بررسیم به یسنا 47 بند 3 می رسیم که به زیبا ترین وجه ، عاشقانه و خردمندانه این شَوَند را بیان فرموده ، می بینیم اساس آفرینش ، خردپایه و برای رامش و آرامش و ریشه در مهر ُو عشق خداوندی (آرمئیتی) دارد این بند گاهان را باید چندین بار خواند و بر آن اندیشید تا به جان مایه کلام اهورایی و سپند اشوزرتشت پی برد: "ای مزدا تویی پدر سپندمینو، تویی که این جهان خرمی بخش را برای او بیافریدی و بدان رامش بخشیدي و آنگاه که او با منش نیک همپرسگی کرد آرمئیتی را برای راهبری و آبادانی برگماشتی" ما نبودیم و تقاضامان نبود لطف تو ناگفتهء ما می شنود (حافظ) سایه معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد ما بر او محتاج بودیم و او به ما مشتاق بود (حافظ) حال نوبت آن است که شاه بیت دیوان آسمانی و دفتر شعر اهورایی اشوزرتشت را به آوای بلند بخوانیم و به همت بلند بر آوردگارش شویم ، چه زیبا سروده و چه آسماني اندیشيده : "اوشتا اهمایی یهمایی اوشتا کهمایی چیت" (یسنا 43 بند 1) آری خوشبختی خود را باید در خوشبختی دیگران جست. به همین سادگی ، به همین دشواری، به همین شیوه، به همین مرام، به همین چندی به همین چونی، همین اکنون ، به همین زودی. باید کوشید باید جوشید باید خوشبخت شد ولی پیش از آن و بيش از آن باید به خوشبختی دیگران اندیشید و آن را فراهم آورد ، آن که فراهم شد این نزد ماست هركو نكاشت مهر و ز خوبی گلی نچید در رهگذار باد نگاهبان لاله بود (حافظ) اندکی از بسیارِ گاهان را گفتیم ، ذره ای از اندیشه بلند و سپند اشوزرتشت را بررسی کردیم اگر همت کنیم و همین اندکِ بسیار را به ثمر نشانیم ، دنیا دنیا آرامش و آسایش را برای بشریت به ارمغان آورده ایم. قدر وقت از نشناسد دل و کاری نکند پس خجالت که از این حاصل اوقات بریم (حافظ) باشد که از اندیشه سپندش بیشتر بهره بریم و فزون تر به کارش بندیم. ذره را تا نبود همت عالی حافظ طالب چشمه خورشید درخشان نشود (حافظ) انجام کار بزرگ همتی بزرگ و منشی والا می طلبد که در نهاد آدمي این همت و این منش از ازل بوده است از گاه آفرينش فروهر ، تنها بايد به دل ، دل داد : در راه عشق وسوسه اهرمن بسی است پیش آی و گوش دل به پیام سروش کن سپاسدار مهرداد قدردان در همين زمينه بخوانيد:سالروز در گذشت اشوزرتشت را پاس داریم امروز پنجم ديماه است... تصاویری از آیین درگذشت اشوزرتشت در نرسی آباد آیین درگذشت اشوزرتشت در خرمشاه آیین درگذشت اشوزرتشت در نصرت آباد یزد آیین درگذشت اشوزرتشت در شیراز آیین درگذشت اشوزرتشت در اهرستان آیین درگذشت اشوزرتشت در روستای مزرعه کلانتر آیین جشن خوانی درگذشت اشوزرتشت در تالار ایرج گزارش تصویری از آیین درگذشت اشوزرتشت در آرامگاه قصر فیروزه آیین جشن خوانی به مناسبت درگذشت اشوزرتشت در قاسم آباد یزد آیین درگذشت اشوزرتشت در رحمت آباد یزد آیین درگذشت اشوزرتشت در اله آباد تصاویری از آیین درگذشت اشوزرتشت در کرمان آیین درگذشت اشوزرتشت در کسنویه آرامگاه های یزد و چم در روز درگذشت اشوزرتشت آیین درگذشت اشوزرتشت در اهواز تصاویری از آیین درگذشت اشوزرتشت در پیر رهگذر آیین جشن خوانی درگذشت اشوزرتشت در تالار یگانگی تصاویری از آیین درگذشت اشوزرتشت در گاهنبارخانه یزد تصاویری از آیین درگذشت اشوزرتشت همراه با انتخاب هیات نظارت در کوچه بیوک جشن خوانی آیین درگذشت اشوزرتشت در مریم آباد مراسم درگذشت اشوزرتشت در شریف آباد اردکان یزد آيين درگذشت اشوزرتشت در اصفهان آيين درگذشت اشوزرتشت در واشنگتن |
